ابن البلخي
14
فارسنامه ابن بلخى ( فارسى )
اللّه عليهما - بود و مادرش شهر بانويه و فخر حسينيان از اين است . . . و كريم الطّرفيناند . . . » ( ص 52 ) . آثار ابن بلخى : ابن بلخى علاوه بر فارسنامه ، از 2 اثر ديگر خود ، خبر مىدهد كه نخستين آن ، كتابى در صفت درياها است كه در دسترس اهل علم قرار داشت و در ذكر جزيره لار به آن ، چنين اشارت دارد : « و اصل همه جزاير ، جزيره قيس است و صفت آن و ديگر جزاير در كتاب صفت درياها كى بنده تأليف كرده است ، ايراد افتاده است و به تكرار حاجت نيايد . » . ( ص 341 ) . دومين كتابى كه ابن بلخى تأليف كرد و يا در دست تحرير داشت ، كتاب تاريخ دوران اسلامى بود كه حوادث عهد پيغمبر اكرم تا زمان مؤلّف را در برمىگرفت و خود ابن بلخى از آن كتاب كه در حقيقت مكمّل بخش تاريخى فارسنامه به حساب مى آمد چنين سخن مىگويد : « . . . اين فصول آن است كى بر طريق اختصار از انساب و تواريخ ملوك فرس و آثار و احوال ايشان ياد كرده آمد ، از بهر آن شرحى دراز ندارد كى غرض از اين كتاب نه اين است . . . و بنده خواست كى اين فصول با انساب و تواريخ عرب و حضرت و ائمه دين مبين - رضوان الله عليهم - در پيوندد و به ترتيب روزگار و احوال هر قرنى ايراد كند تا اين روزگار همايون ، اما دراز گشتى ، پس اين كتاب را مقصور گردانيده آمد بر ذكر ملوك فرس و كتابى ديگر مىسازد كى از عهد پيغمبر عليه السّلام تا اين ساعت ، انساب و تواريخ و آثار و اخلاق ائمه - رحمة الله عليهم - و ملوك تا روزگار اين دولت قاهره را در آن ايراد كند ، چنان كه پسنديده راى اعلى - اعلاه الله - آيد . . . » . ( ص 269 ) . اما بر ما معلوم نيست كه آيا او اين كتاب را به انجام رسانيده است يا خير . معاصران ابن بلخى ابن بلخى ، در فارسنامه ، از برخى از معاصران خود خبر مىدهد كه عبارتند از : 1 . سلطان محمد بن ملكشاه : ابن بلخى او را « خداوند عالم ، سلطان ، شاهنشاه اعظم ، مولى الامم ، مالك رقاب العرب و العجم ، جلال دين اللّه ، سلطان ارض الله ، ظهير عباد الله ، معين خليفة اللّه ، غياث الدنيا و الدين ، ناصر الاسلام و المسلمين ، محيى الدولة القاهرة الباهرة ، ابو شجاع محمد بن ملكشاه ، قسيم امير المؤمنين » ، مىخواند . [ 1 ]